تبلیغات
Eshghe man - مطالب پژمان معماری
تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 07:52 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری

http://s2.fazmusic22.org/new%20songs/1392/3-%20khordad/23/Ebi%20Ft%20Shadmehr%20-%20Ye%20Dokhtar%20%5B128%5D.mp3

یه دختر تو تراسه روبروی این یه شال سبز میتکونه

یه شال سبز و ساده که غروبا پر از خاکستر اتش فشونه






پر از خاکسترای ارزوایی که هر روز روی قلبش گر میگیرن

پر از خاکستره خوابای خوبی که هر شب تو نگاه اون میمیرن



همین چند وقت پیش رویاشو توی خیابون بی بهونه سر بریدن

همیشه راه پروازشو بستن همیشه رو خیالش خط کشیدن

براش مرده و زنده فرق نداره

سیاست بازا پیرا و جوونا

همش دنبال قهرمان میگرده میون شاعرا اواز خونا



دیوار اتاقش چند تا عکسه هدایت  فرخزاد مایکل

یه عکس خاتمی چند تا مدونا یه عکس تام کروز یه عکس فیدل

براش مرده و زنده فرق نداره همش دنبال قهرمان میگرده

براش مرده و زنده فرق نداره همش دنبال قهرمان میگرده

همش دنبال قهرمان میگرده



نمیدونه که تنها توی اینه باید دنبال قهرمان بگرده

هنوز باور نداره که با دستاش جهانی میشه ساخت بی ظلم و برده



یه دختر تو تراسه روبرویی شبا کنسرت فریادش به راهه

صداش میگیره از بس غصه داره نمیشه دیدش از بس شب سیاهه



ولی زنگ صداش میپیچه هر شب

تو شعری که چراغاش رنگ خونن

دیگه چند وقته که حتی چراغش

چهار راهها میترسن سبز بمونن



میخوام یاد تموم شهر بمونه بهاری که یکی برگاشو دزدید

درختی که قرنطینه شد اخر به دستی که زمین برعکس میچرخید

صداش لبریز حرفای نگفتس سرش لبریز صد اتش فشونه

یه دختر تو تراسه روبرویی یه شال سبزو هر روز میتکونه

یه شال سبزو هر روز میتکونه

یه شال سبزو هر روز میتکونه



تاریخ : پنجشنبه 23 خرداد 1392 | 01:22 ق.ظ | نویسنده : پژمان معماری

یک دانشجوی مهندسی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه. روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت  "اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت!!

 

نتیجه اخلاقی این ماجرا. پسرهای مهندسی هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند!!!!



تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری

زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست جان من!

باید باشد بهانه هایی که نبودشان نابودت کنند...


مثل :خنده های کسی, نگاه خاصی, صدایی.چشمهایی, تکه کلامهایی....

اصلا ادم باید برای خودش نیمکت دو نفره ای داشته باشد ...تاعصر به عصربه ان سربزند....

شب که شدبایدشب بخیرهایی را بشنود....

باید باشند کوچه ها وخیابان و پیاده رو های که از قدمهایت خسته شده اند.....

فنجان های قهوه ای که فالشان عشق باشد....

میزی در کافی شاپ باید شاهد خاطرات ادم باشد...

باید باشند ریتم ها وموسیقی هایی که دگرگونت کنند...

حتی بوی عطری خاص درزندگیت حس شود...

دست خطی که دلت را بلرزاند....

عکس که اشکت را دراورد......

باید باشد....

باید باشد.....



تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1392 | 02:09 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری

دل ِ دیونم ازتو .. تنها نشونم ازتو
یه عکس یادگاری .. که خودتم نداری 
شده رفیق شبهام .. وقتی که خیلی تنهام
میگیرمش روبرو .. بازم میشی آرزو
وقتی تورو ندارم .. وقتی که بی قرارم
چشامو باز میبندم .. شاید بیای کنارم
داره بارون میباره .. اما چه فایده داره
وقتی تورو ندارم .. که بشینی کنارم
چشامو بازمیبندم .. به گریه هام میخندم
تو رو صدا میزنم .. شاید بیای دیدنم
یه عکس یادگاری .. شده رفیق شبهام
میگیرمش روبرو .. وقتی که خیلی تنهام
چشامو بازمیبندم .. به گریه هام میخندم
رفیق خستگی هام .. باز به تو دل میبندم



تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 10:51 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری

وقتی یک پسر حرفی نمی زند

حرفی برای گفتن ندارد

 

وقتی یک پسر بحث نمی کند

حال وحوصله بحث کردن ندارد

 

وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند

یعنی واقعا گیج شده است

 

وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم

یعنی واقعا حالش خوبه

 

وقتی یک پسر به تو خیره می شود

دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی

 

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند

او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

 

وقتی یک پسر هرروز برای تو [اس ا م اس] می فرستد

بدون که برای همه "فوروارد" کرده

 

وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم

دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود)

 

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند

تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باشه


تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 10:48 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری

وقتی یک دختر حرفی نمیزند

میلیونها فکر در سرش می گذرد

 

وقتی یک دختربحث نمیکند

عمیقا مشغول فکر کردن است

 

وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند

یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود

 

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم

یعنی اصلا حال خوبی ندارد

 

وقتی یک دختر به تو خیره می شود

شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی

 

وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد

آرزو می کند برای همیشه مال او باشی

 

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند

توجه تو را طلب می کند

 

وقتی یک دختر هر روز برای تو [اس ام اس] می فرستد

یعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی

 

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم

یعنی واقعا دوستت دارد

 

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمی تواند زندگی کند

یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آینده اش باشی

 

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده

هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست



تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 10:46 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری
دختر کوچولو و پدرش از رو پلی میگذشتن. پدره یه جورایی می ترسید، واسه همین به
دخترش گفت: «عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی تو رودخونه.» دختر کوچیک گفت:
 «نه بابا، تو دستِ منو بگیر..» پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید:چه فرقی میکنه؟!!!!!؟؟؟
دخترک جواب داد: «اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی واسه م بیوفته، امکانش هست که
من دستت را ول کنم. اما اگه تو دست منو بگیری، من، با اطمینان، میدونم هر
اتفاقی هم که بیفته، هیچ وقت دست منو ول نمی کنی


تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 03:13 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری

تو چه میدانی ...

از شب هایی که دنیا دور سرم می چرخید...

اما من با تمام قدرت ، به دور تو می چرخیدم؟!

تو چه می دانی ...

از روزهایی که بغض های دنیا برای من می ترکیدند...

ومن ، بی توجه ،با همه وجود ،برای تو می خندیدم...؟!

تو چه می دانی...



تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 01:53 ق.ظ | نویسنده : پژمان معماری
گفتند عینک سیاهت را بردار...
 
دنیا پر از زیبایست!!!
 
عینکم را برداشتم...
 
وحشت کردم از هیاهوی رنگها...
 
آدمها هزار رنگ میشوند...
 
عینکم را بدهید...
 
میخواهم به دنیای یک رنگم پناه ببرم...!!!


تاریخ : جمعه 17 خرداد 1392 | 01:29 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری

برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.

برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده .

برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن .

برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر .

برای عشق وصال كن ولی فرار نكن .

برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن .

برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش .

برای عشق خودت باش ولی خوب باش

 



تاریخ : دوشنبه 13 خرداد 1392 | 11:32 ب.ظ | نویسنده : پژمان معماری
سختته نفس بکشی ، گریه کن سبک تر بشی
بی دلیل رفت حق داری که دورتو قفس بکشی
بی گناه کریه کن ، هی بگو آه ... گریه کن

گریه کن بشین عکس عشقتو ببین
ولی جای گله نیست عاشقی یعنی همین
حق داری بهونه از هر چیزی بگیری ولی ...
حق نداری بری

بی کسی تمام ِ توئه ، لحظه های شوم توئه
گریه کن که هیچ راهی نیس که ابر غم رو بوم توئه
بی گناه کریه کن ، هی بگو آه ... گریه کن

**
گریه کن بشین عکس عشقتو ببین
ولی جای گله نیست عاشقی یعنی همین
حق داری بهونه از هر چیزی بگیری ولی ...
حق نداری بری


  • دانلود
  • صحاب
  • تبادل اطلاعات
  • تجسم عــشق